
الان ک میبینم تقریبا ،یک ساليس ک من ننوشته ام ... xa0 کاش میشد خوش خبر بود،کاش وقتی آخرین نوشته ام را خواندم اشک از چشمانم سرازير نمی شد،کاش آه نميکشدم ،، من همیشه غم دار بود دلم ،اما همیشه پر بودم از ا...
ادامه مطلب
به نام خدای مهربان ،دل تنهای فاطمه... حالم خوش نیس... چند وقتیست نمی توانم اشک بریزم... آزمایش مجدد ``نازنینم``اصلا خوب نبود.... دکتر پیشنهاد عمل داد،میگفت۸۰درصد بهبودی پیدا میکند... من لبخند نزدم وقتی امید داد،گوشم زنگ خورد::وقتی دکتر گیاهی پر از امید میگفت شما بچه دار میشوین.... وقت برگه ب...
ادامه مطلب
xa0 xa0 xa0 بنام خدایی که همه جا هست...... xa0 دلم برایت تنگ است پدربزگ همیشه ،پدرم..... xa0 بی پشت شده ام... این روزها سخت میگذرد....... xa0 وقتی در آزمایشگاه و سونو گرافی xa0آز اسپرم ،همسرم را میگیرم و باز هم مورفولوژی نرمال نیست،کمرم خم میشود خسته و درمانده میشوم، xa0 نمیدانم چطور به خانه میرسم.... xa0 ازته دلم زار میزنم که چرا آقاجانم دیگر نیست،دلم از بس برایش تنگ میشود انگار جسمم در خود جمع میشود،ازته دلم برای نبود آقاجان ناله میکنم،عکسش را در دستانم میگیریم،آنقد روی صورت نورانی اش دس...
ادامه مطلب
به نام وَ،به یادش..... xa0 xa0 روزهایمان شیرین شده بود...هرلحظه از زندگی غرق میشدم در رویاها..رویای،خرید سیسمونی...رویا بافتنی های رنگارنگ برای او....رویا کاغذ دیواری های رنگ شاد برای اتاقش....رویای مدرسه رفتنش...رویا در آغوش کشیدنش....رویای.... xa0 xa0 به نازنینم هنوز نگفته بودم،هرلحظه، جلویه دهانم را داشتم تا نگویم ..میخواستم امسال کادویه سالگرد ازدواجمام آمدن فرزندمان باشد...وَ،چقد شیرین بود آن انتظار برای فرا سیدن آن روز..... xa0 بالاخره رسیــــد...... xa0 مانتویی که نازنینم به سلیقه خود...
ادامه مطلب